تبلیغات
سلحشوران آریا(2) - مطالب هفته دوم آبان 1395
این وبلاگ برای مطرح شدن و اگاه نمودن مباحث اعتقادی ، سیاسی ، فرهنگی ، تاریخی و ادبی ایجاد شده است
هروقت دیدی تنها شدی بدون خدا همه رو بیرون کرده تا خودت باشی و خودش ...
درباره ما
جان خود در ره "اولاد علی" می بازیم


همچو "مالک" به "عدوان علی" می تازیم


ای که گویی که خلایق ز "ولی" خسته شدند


کوری چشم تو بر "سید علی" می نازیم

*********************

بســـــــــــــــــــــم الله الرحمن الرحـــــــــــــــــــیم
نه تو می مانی نه اندوه ونه هیچ یک از مردم این آبادی
به حباب لب یک رود قسم
وبه کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت
غصه هم خواهد رفت
گنجه دیروزت پر شده از حسرت و اندوهوچه حیف
بسته های فردا همه ای کاش ای کاش
ظرف این لحظه ولیکن خالی است
ساحت این سینه پذیرای چه کس خواهد بود
غم که از راه رسید
در از این سینه بر او باز مکن
.
.
.
.
تا خدا یک رگ گردن باقی ست...

دو روز دنیا را پاک باش فقط دو رو
نویسندگان
لینک های ویژه
پیوندهای روزانه
آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
دیگر امکانات

سلحشوران آریا

*****************

***************** start logo cod off http://mp3-player.blogfa.com/ -->

★ساخت بنر صلواتی★

*****************

****************

*****************
لوگوما ********************
دایرکتوری افسران ارزشی
******************** آخرالزمان انتظار مهدویت ****************



در این وبلاگ
در كل اینترنت
*************** ************ *************** ***************

گروه مارش ابوالفضل العباس محله کرناسیان

****************** **************

دل رهبر

********** ****************
مطالب اخیر وبگاه

ﻣﻦ ﺍﺯ ﻋﻘﺮﺏ ﻧﻤﯽ ﺗﺮﺳﻢ ﻭﻟﯽ ﺍﺯ ﻧﯿﺶ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﻢ

ﺍﺯ ﺁﻥ ﮔﺮﮔﯽ ﮐﻪ ﻣﯽ ﭘﻮﺷﺪ ﻟﺒﺎﺱ ﻣﯿﺶ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﻢ

ﻫﺮﺍﺳﻢ ﺟﻨﮓ ﺑﯿﻦ ﺷﻌﻠﻪ ﻭ ﮐﺒﺮﯾﺖ ﻭ ﻫﯿﺰﻡ ﻧﯿﺴﺖ

ﻣﻦ ﺍﺯ ﺳﻮﺯﺍﻧﺪﻥ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﺩﺭ ﺁﺗﯿﺶ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﻢ....



نویسنده جان نثار رهبری در 08:37 ق.ظ | نظرات()

زنــدگــی‌ همـیــن اســت

هر خـاطـره ، غـروبــی دارد

هر غـــروبــی ، خـاطــره ای

و ما جایی‌ بینِ امـیـد و انتظـار

چشم می‌کشیم تا روزگارمان بگذرد

گاهی‌ هم فرقی نمی کند چگونه ؛



فقط بگذرد ....



نویسنده جان نثار رهبری در 08:34 ق.ظ | نظرات()
 قبرستان رفتم

واز اهالی آنجا پرسیدم مدارک لازم برای مردن چیست؟

یکی گفت:اگر جوانی زود آمدی..

دیگری گفت:اگر پیری دیر آمدی...

گفتم عاشقم وبه عشقم نرسیدم...

گفتند بدون مدرک خوش آمدی



نویسنده جان نثار رهبری در 08:16 ق.ظ | نظرات()

زنگِ تفریحِ دنیا همیشگی نیست؛

زنگ بعد حساب داریم ...



نویسنده جان نثار رهبری در 08:02 ق.ظ | نظرات()

هر جا حدیثی، آیه ‌ای، دعایی به دلت خورد، بایست؛

مبادا یک وقت بگذاری و بروی، صبر کن؛

رزقِ معنوی خیلی مخفی ‌تر از رزقِ مادی است؛

یک نفر از دری، دیواری می‌گوید و در حقیقت خداست؛

که با زبان دیگران با شما حرف می‌ زند ...



نویسنده جان نثار رهبری در 07:59 ق.ظ | نظرات()

 

اما قبل از این که کسی را به خانه ی دل خود راه دهید؛

از پنجره ی عقل تمام منظره‎ ها را نظاره کنید؛

تا بهترین ‎ها را پس از تجزیه و تحلیل برگزینید؛

و در نهایت به زیباترین‎ ها دل ببندید ...



نویسنده جان نثار رهبری در 07:56 ق.ظ | نظرات()

بیایید در ماه محرم، اگر زنجیر می زنیم؛

قبل از آن، زنجیر از پای خود باز کرده باشیم؛

اگر که سینه می زنیم، قبل از آن؛

سینه ی دردمندی را از غم و آه پاک کرده باشیم؛

خوب است اگر اشکی می ریزیم؛

امّا قبل از آن، اشک از چهره ی مظلومی پاک کرده باشیم؛

آن وقت می توانیم با افتخار بگوییم :

یا حسین «ع»



نویسنده جان نثار رهبری در 07:55 ق.ظ | نظرات()

چه حقیرند

آدم هایی که با تحقیر کردن دیگران

خودشان را نشان می دهند.



نویسنده جان نثار رهبری در 07:55 ق.ظ | نظرات()

آن که حقیقت را نداند "نادان" است؛

و آن که حقیقت را پنهان کند "جنایتکار" ...



نویسنده جان نثار رهبری در 07:54 ق.ظ | نظرات()
روی قبرم بنویسید کبوتر شد و رفت
                                  زیر باران غزلی خواند ، دلش تر شد و رفت 
 
 
چه تفاوت که چه خورده است غم دل یا سم
                                   آنقدر غرق جنون بود که پر پر شد و رفت 
 
 
روز میلاد  ، همان روز که عاشق شده بود
                                    مرگ با لحظه ی میلاد برابر شد و رفت  
 
 
او کسی بود که از غرق شدن می ترسید
                                     عاقبت روی تن ابر شناور شد و رفت 
 
 
هر غروب از دل خورشید گذر خواهد کرد
                                پسری ساده که یک روز کبوتر شد و رفت
 



نویسنده جان نثار رهبری در 07:48 ق.ظ | نظرات()

گاهی دلت از سن و سالت می گیرد


میخواهی کودک باشی


کودک به هر بهانه ای به آغوش غمخواری پناه می برد


و آسوده اشک می ریزد


بزرگ که باشی


باید بغض های زیادی را

 

 بی صدا دفن کنی...



نویسنده جان نثار رهبری در 07:40 ق.ظ | نظرات()

ناراحت نشوید،به خودتان ببالید

که مانند یک شمع در هنگام تاریکی

به ذهن آنها خطور می کنید




نویسنده جان نثار رهبری در 07:20 ق.ظ | نظرات()

1-با خود مهربان باشیم .
2- به موفّقیتهای قبلی و واقعی فكر كنیم .
3- ذهن را با فروتنی به آنچه كه می خواهیم برنامه ریزی كنیم .
4- تمایل به یادگیری .
5- رفتن در زندگی و ترسها
6-مشورت كردن و توصیه پذیر بودن       
 7-حق اِشتباه به خود ودیگران دادن .
8- صادق بودن با خود «یعنى این كه همه با ما موافق نمى شوند» 
9-  شناخت تواناییها بدون قضاوت خود با غرور یا خود كم بینی مؤثر است.
برای تقویت اعتماد بنفس
ابتدا باید " عزت نفس " داشت زیرا عزت نفس پله اعتماد بنفس است.
 عزت نفس یعنی « باور خویشتن » یعنی چه قدر خودمان را قبول داریم.؟!
 عزت نفس به دو شکل در ما وجود دارد:
* باور منفی در باره خودمان
* باور مثبت در باره خودمان!!!
-اینکه مسیر را چگونه طی کنیم انتخاب با خودمان هست




نویسنده جان نثار رهبری در 06:36 ق.ظ | نظرات()

یک روز رسد غمی به اندازه ی کوه؛

یک روز رسد نشاط اندازه ی دشت؛

افسانه ی زندگی چنین است عزیز؛

در سایه ی کوه باید از دشت گذشت



نویسنده جان نثار رهبری در 06:01 ق.ظ | نظرات()
الهی به مردان درخانه ات                                به آن زن ذلیلان فرزانه ات
به آنانکه  با امر روحی فداک                             نشینند و سبزی نمایند پاک
ه آنانکه از  زی ذیند                            شب و روز با امر زن می زیند
به موعوب مادر زنند                                ز اخلاق نیکویش دم می زنند
به آن شیر مردان با پیشبند                              که در ظرف شستن به تاب و تبند
بهه داری نکند                              یلان عوض کردن پوشکند
به آنانکه بی امر و اذن عیال                            نیاید در از جیبشان یا ریال
به آنانکه با ذوق و شوق تمام                   

چند روایت درباره اهمیت حجاب در نظر فاطمه زهرا علیهاسلام
حضرت موسی بن جعفر علیه السلام از پدران گرامیش از حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام نقل فرمود که

روزی شخص نابینایی اجازه ورود خواست. فاطمه علیهاسلام برخاست و چادر به سر کرد

رسول خدا فرمود: چرا از او رو می‌گیری، او که تو را نمی‌بیند؟
 
فاطمه عرض کرد: او مرا نمی‌بیند، اما من که او را می بینم. و او اگر چه مرا نمی‌بیند ولی بوی مرا که حس می‌کند

رسول خدا فرمود: شهادت می دهم که تو پاره تن منی


روزی رسول خدا از اصحاب خود پرسید:« نزدیکترین حالات زن به پروردگارش کدام است؟» اصحاب نتوانستند جواب بدهند. این سؤال به گوش فاطمه علیهاسلام رسید. فاطمه فرمود:« نزدیکترین حالات زن به پروردگارش وقتی است که در خانه اش بنشیند (و خود را در کوچه و بازار، جلو چشم نا محرمان قرار ندهد.)
 
وقتی رسول خدا این سخن را شنید، فرمود: فاطمه پاره تن من است


امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرماید: روزی رسول خدا از ما پرسید: بهترین کار برای زنان چیست؟
 
فاطمه علیهاسلام پاسخ داد:« بهترین کار برای زنان این است که مردان را نبینند و مردان نیز آنها را نبینند
 
رسول خدا فرمود: فاطمه پاره تن من است
 

رسول خدا بعد از ازدواج فاطمه علیهاسلام کارها را بین او و علی علیه السلام تقسیم کرد و فرمود کارهای منزل با فاطمه و کارهای خارج از منزل با علی

فاطمه علیها سلام می‌فرماید:« هیچ کس نمی‌‌داند من چقدر خوشحال شدم که رسول خدا مرا از ظاهر شدن در پیش چشم مردان معاف کرد


روزی فاطمه زهرا سلام الله علیها به اسماء فرمود: چه بد است این تخته‌هایی که بدن مرده را برای تشییع جنازه روی آن می‌گذارند! زیرا وقتی زنی را روی آن قرار می دهند و پارچه ای بر بدنش می کشند، حجم بدن او معلوم است

اسماء گفت: من که در حبشه بودم، می‌دیدم مردم آنجا تابوتی از چوب درست می‌کردند و مرده را داخل آن می‌گذاشتند

سپس اسماء با چوب خرما تابوتی لبه‌دار درست کرد و به فاطمه علیهاسلام نشان داد. حضرت فاطمه بسیار خوشحال شد و فرمود:« این خیلی خوب است. وقتی مرده را داخل آن قرار دهند و پارچه‌ای روی آن بکشند، دیگر معلوم نمی‌شود مرده مرد است یا زن.» و فرمود: پس از مرگم، مرا در همین تابوت بگذارید

منابع:

بحارالانوار، ج 43، صفحات 91 و 93 و 54 و 81 و 189.

بحار/92/43 اول صفحه -

بحار/189/43 -

بحار1/81/43-

بحار/54

      به مادر زن خود بگویند: مام
به آنانکه دارند با افتخار                            
        نشان ایزو...نه زی ذی نه هزار
به آنانکه  دامن رفو می کنند                            ز بخد رفویش اتو می کنند
به آنانکه درگیر سوزن نخند                               گرفتار پخت و پز مطبخند
به آن قرمه سبزی پزان قدر                             به آن مادران به ظاهر پدر
الهی به آه دل زن ذلیل                                   به آن اشک چشمان ممد سبیل
به تنهای مردان که از  لنگه  کفش                   چو جیغ عیالاتشان شد بنفش
که ما ار بر این عهد کن استوار     
                    از  این زن ذلیلی مکن برکنار                            

به زی ذی جماعت نما لطف خاص                    نفرما  از  این  یوغ  ما را خلاص


نویسنده جان نثار رهبری در 04:29 ق.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

آرشیو مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
برچسب‌ها